ديوان عدالت اداري
رأي شماره 227 هيأت عمومي ديوان عدالت اداري با موضوع ابطال دستورالعمل شماره 59765/5013 مورخ 25/12/1378 سازمان تأمين اجتماعي (19/06/90) 

 رأي شماره 227 هيأت عمومي ديوان عدالت اداري با موضوع ابطال دستورالعمل شماره 59765/5013 مورخ 25/12/1378 سازمان تأمين اجتماعي
 

 

شماره: هـ/89/215                                                                                                      13/6/1390

تاريخ دادنامه: 24/5/1390، شماره دادنامه: 227، کلاسه پرونده: 89/215، مرجع رسيدگي: هيأت عمومي ديوان عدالت اداري. شاكي: آقاي احمدرضا انداوه با وكالت خانم فرشته مشتاقي و آقاي محسن رنجبر موضوع شکايت و خواسته: ابطال بند يك دستورالعمل شماره 59765/5013 مورخ 25/12/1378سازمان تامين اجتماعي.

گردش کار: وكلاي شاكي به شرح دادخواست تقديمي، ابطال بند يك دستورالعمل شماره 59765/5013 مورخ 25/12/1378 سازمان تامين اجتماعي، از تاريخ صدور را خواستار و در توضيح و تبيين خواسته خويش اعلام كردهاند كه: « مطابق ماده 13 قانون حمايت از آزادگان مصوب 13/9/1368، مدت اسارت براي عموم آزادگان اعم از اين كه قبل از اسارت در دستگاهها شاغل بوده باشند و يا بعد از اسارت شاغل شوند، با تمايل آنان به ازاي هر يك سال اسارت، دو سال به عنوان سابقه خدمت رسمي و مرتبط تلقي ميشود و از هر لحاظ مورد محاسبه قرار خواهد گرفت. به موجب ماده 28 قانون مذكور، آييننامههاي اجرايي اين قانون حسب مورد، ظرف مدت دو ماه به پيشنهاد دستگاههاي ذيربط و با تاييد دستگاه مسؤول رسيدگي به امور آزادگان و تصويب هيأت وزيران به مورد اجراء گذاشته ميشود. هيأت وزيران در اين راستا دستورالعمل 96018 مورخ 24/8/1369 را تصويب و در تبصره ماده 10، مأخذ پرداخت كسور بازنشستگي توسط كارفرما را آخرين حقوق قبل از اسارت و براي اشتغال جديد اولين حقوق بعد از اسارت رامبناي تعهد كارفرماقرار داده است. در ماده 9 آييننامه قانون حمايت از آزادگان و تبصره ذيل آن نيز به تجويز قانونگذار، نحوه احتساب سابقه و پرداخت بيمه به شرح زير مقرر شده است: ماده 9: مدت اسارت آزادگان مشمول اين آييننامه كه در استخدام هر يك از دستگاههاي مشمول قانون حمايت از آزادگان هستند و يا آن گروه از آزادگاني كه پس از آزادي به خدمت دستگاههاي مزبور پذيرفته ميشوند در صورت درخواست كتبي آنان بدون پرداخت حق بيمه به ازاي هر يك سال اسارت دو سال به عنوان سابقه خدمت و پرداخت حق بيمه مرتبط تلقي و ملاك محاسبه و انجام تعهدات قانوني از هر لحاظ قرار ميگيرد. تبصره: حقوق و مزاياي مبناي محاسبه تعهدات قانوني در مورد مشمولان اين ماده در صورت تقارن با ايام اسارت اولين حقوق و مزاياي مبناي كسر حق بيمه در سازمان خواهد بود. عليهذا نظر به اين كه كيفيت و مبناي محاسبه تعهدات قانوني مربوط به حق بيمه، با نظر قانونگذار در ماده 9 آييننامه و تبصره ذيل آن بيان شده است، ليكن سازمان تامين اجتماعي در بند يك دستورالعمل شماره 59765/5013 مورخ 25/12/1378 و خارج از حدود اختيارات سازمان مقرر داشته است كه: «1ـ پذيرش ايام اسارت آزادگاني كه قبل از اسارت در استخدام هر يك از دستگاههاي موضوع ماده 23 قانون حمايت آزادگان بودهاند و يا بعد از اسارت به استخدام دستگاههاي مذكور پذيرفته شدهاند به شرط اين كه تغيير وضع استخدامي نيافته باشند منوط به وصول حق بيمه مقرر به ميزان دو برابر ايام اسارت بر مبناي 27% ميانگين حداقل و حداكثر حقوق و مزاياي مبناي كسر حق بيمه در زمان تقاضا از دستگاه ذيربط خواهد بود.» مبناي تعهدات قانوني كه اولين حقوق و مزايا در صورت تقارن با ايام اسارت باشد را تغيير داده است و مبناي وصول حق بيمه را 27% ميانگين حداقل و حداكثر حقوق و مزاياي مبناي كسر حق بيمه قرار داده است كه اساساً اختياري در تعيين اين مبنا نداشته است. ضمن اين كه فقط در ماده 12 آييننامه اصلاحي در خصوص آزادگاني كه مشترك صندوق حمايتي خاص نبودهاند و به مرگ طبيعي فوت شده باشند ميانگين حداقل دستمزد و حداكثر دستمزد تقسيم بر 2، ايام اسارت به ميزان 2 برابر به عنوان سابقه پرداخت حق بيمه قابل احتساب است و تسري دادن اين حكم به ساير آزادگان موجه نيست.» وكلاي شاكي در پايان، ابطال بند يك دستورالعمل معترضٌ‌به را از تاريخ تصويب خواستار شدهاند. سازمان مشتكـيعنه در پاسخ به شكايت ياد شـده، طي لايحه دفاعـيه شماره 3098/7100 مورخ 20/9/1389 توضيح داده است كه: « الف: با عنايت به اين كه ماده 12 آييننامه در خصوص آزادگاني كه داراي صندوق حمايتي خاص نبودهاند و به مرگ طبيعي فوت ميشوند مقرراتي را تصريح كرده است. لذا سازمان تامين اجتماعي فرض مزبور را در بند 3 بخشنامه معترض‎ٌ‌به، به طور جداگانه درج كرده است. ب: در پاسخ به ادعاي شاكي در خصوص نحوه محاسبه حق بيمه مندرج در تبصره بند 10 دستورالعمل اجرايي موضوع بخشنامه 96018 مورخ 24/8/1369 به استحضار ميرساند با عنايت به اين كه در قانون و آييننامه مربوط نحوه و مبناي محاسبه حق بيمه پيشيبيني نشده است و از طرفي مطابق مقررات تامين اجتماعي تامين مبناي محاسبه حق بيمه از وظايف و اختيارات اين سازمان است. بنابراين دستورالعمل ياد شده فراتر از قانون تنظيم نشده است و استناد شاكي به دستورالعمل مزبور وجاهت قانوني ندارد. ضمناً با توجه به اين كه سازمان تامين اجتماعي بر اساس تكاليف مقرر قانوني مجاز به اخذ حق بيمه وفق مواد 39 و 40 قانون تامين اجتماعي است كه در اين ارتباط وفق ماده 12 آييننامه مقررات تامين اجتماعي آزادگان مصوب 26/3/1372 نحوه محاسبه و پرداخت حق بيمه آزادگاني را كه مشترك صندوقهاي حمايتي خاص نبودهاند و به مرگ طبيعي فوت ميشوند دو برابر مدت اسارت ـ بر مبناي حداقل دستمزد به علاوه حداكثر دستمزد تقسيم بر 2ـ تعيين كرده است. سازمان تامين اجتماعي باوحدت ملاك از ماده مذكور مبادرت به محاسبه حق بيمه شاغلان (اعم از شاغلان در دستگاههاي دولتي يا غيردولتي) ميكند كه از اين حيث نيز ادعاي شاكي مردود است. ج: به موجب اصلاحيه ماده 12 آييننامه مزبور مصوب 26/3/1372، حق بيمه مربوط به دو برابر ايام اسارت آزادگان متوفي (فاقد نظام حمايتي خاص) بر اساس (حداقل دسمتمزد + حداكثر دستمزد تقسيم بر 2) محاسبه و به عنوان سابقه پرداخت حق بيمه تلقي ميشود. بنابراين سازمان با وحدت ملاك از ماده مذكور به محاسبه حق بيمه شاغلان (اعم از شاغلان در دستگاههاي دولتي يا غيردولتي) مبادرت ميكند. با عنايت به مراتب فوق و اين كه بند يك بخشنامه معترضٌبه در اجراي ماده 13 قانون حمايت از آزادگان مصوب 13/9/1368 و كامـلاً منطبق با قانون و آييننامه مربوط و اصلاحيه مصوب 26/3/1372 بوده است و از سوي ديگر خواسته شاكي داير به ابطال بخشنامه ياد شده مستند به هيچ دليل قانوني نيست، رد شكايت طرح شده مورد استدعاست.» هيأت عمومي ديوان عدالت اداري در تاريخ يادشده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان عليالبدل شعب ديوان تشکيل شد و پس از بحث و بررسي و مشاوره با اکثريت آراء به شرح آينده به صدور رأي مبادرت ميکند.

رأي هيأت عمومي

نظر به اين كه به موجب ماده 28 قانون حمايت از آزادگان ( اسراي آزاد شده) بعد از ورود به كشور مصوب سال 1368، تصويب آييننامههاي اجرايي قانون به هيأت وزيران محول شده است و هيأت وزيران در ماده 9 و تبصره ذيل آن از آييننامه اجرايي قانون، شيوه و كيفيت اخذ حق بيمه و مبناي محاسبه آن را تعيين كرده است، بنابراين بند يك دستورالعمل معترض‎ٌعنه كه نحوه محاسبه حق بيمه را خارج از شرايط فوقالذكر مقرّر داشته است به لحاظ خروج از حدود اختيارات سازمان تامين اجتماعي و نيز مغايرت با حكم مقرر در مواد 13 و 28 قانون فوقالذكر، مستنداً به بند يك ماده 19 و مواد 20 و 42 قانون ديوان عدالت اداري از تاريخ صدور (25/12/1378) ابطال ميشود. رئيس هيأت عمومي ديوان عدالت اداري ـ محمدجعفر منتظري 

 (روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران – 19/6/90)

 
1390/6/19 شنبه 
نسخه قابل چاپبازگشت
..
..
بيشتر


مجری سایت : شرکت سیگما